اسكندر بيگ تركمان
252
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
حيات باشد ديگرى را پادشاه ندانند بعد ازو نواب شاهزاده عالميان سلطان حمزه ميرزا را وليعهد دانسته بعد اليوم از رضاى خاطر مبارك در نگذرند و قسم نامه به مهر علما و مجتهدين درست كرده به خدمت اشرف فرستادند نواب سكندر شأن باكراه تمام بايوان آمده بسعادت پاى بوس مشرف شده بزبانى اظهار عقيدت باطنى و صوفىگرى بسيار كردند و نواب سكندر شأن نيز وقوع اين قضيه را باقتضاى قضا حواله كرده بسخنان مصلحت آميز تسلى بخش خاطر انور گرديدند اما نواب جهانبانى همچنان با جمعى از فدويان جان سپار در آن مكان توقف داشتند و اعتماد بامراء نمىكردند امراء ديگر باره پيمان خود را بايمان مغلظه مؤكد ساختند و از نواب سكندر شأن التماس نمودند كه نواب جهانبانى از صفاى [ 183 ] عقيدت ايشان مطمئن سازند نواب كامياب ايجاب ملتمس امراء فرموده خاطر شريف فرزند ارجمند را بسخنان دلاويز اطمينان داده روز ديگر همراه خود بايوان آوردند و امراء جمع شده سعادت پاى بوس دريافتند و ميرزا سلمانرا حسب الصلاح امراء از خانه خليل خان آورده مورد التفات ساختند و مشار اليه بىمنازعى تكيه بر مسند وزارت و صاحب ديوانى زده بيشتر از پيشتر اعتبار و استقلال يافت و امراء آن چند روز بجد و جهد تمام بملازمت درگاه شاه و شاهزاده والاجاه قيام نموده بخدمات شايسته اقدام مينمودند اما منتقم حقيقى بتدريج از آن قوم غدار بنوعى انتقام كشيد « كه خيره ماند درو ديدهء اولو الابصار » و بلايا كه نصيب حال ايشان آمد انشاء الله تعالى در ذيل اين هر يك در محل خود بتخصيص در زمان دولت جهانگشاى شهريار كامكار معدلت شعار حضرت اعلى شاهى ظل اللهى كه جهان خرم از عدالت اوست همه آسودگى ز دولت اوست ذكر خواهد شد . ذكر توجه همايون بجانب آذربايجان و قضايا كه بتقدير حضرت رب العباد در آن سفر روى داد چون الكاى خوى و سلماس و ارومى و اوشنى و بعضى از توابع مراغه به تصرف اكراد مخالف درآمده بحمايت روميه متعرض حواشى مملكت ميشدند و قلعه تفليس و گورى كه پاى تخت حكام گرجستانست به تصرف روميه درآمده عثمان پاشا در قلعه دربند اقامت داشت و لزگيان شكى و شايران بر سر پسر برهان جمعيت نموده بحمايت عثمان پاشا و حكام داغستان متعرض مملكت شيروان گشته نميگذاشتند كه امراء قزلباش در آن ملك آرام گيرند و روميان تسخير آنولايت را پيشنهاد همت ساخته سردار لشكر روم در ارز الروم نشسته بهرام پاشا را با سى هزار كس و ذخيره و يراق بقلاع مذكوره فرستاده بتدارك سفر آينده مشغول بود و اركان دولت قاهره مصلحت در آن ديدند كه رايات نصرت آيات بجانب آذربايجان در حركت آمده چندگاه دار السلطنه تبريز مستقر دولت ابد پيوند بوده باشد و ممالك موروث را از تعرض مخالفان صيانت نموده اختلالى كه پديد آمده بنيروى تدبير و قوت بازوى شمشير جبر و تدارك نمايند بعضى از امراء الكا در درگاه معلى بودند مثل امير حمزه خان استاجلو و ولى خليفه شاملو و شاهقلى سلطان قارنچه استاجلو و غيرهم درين ولات امراء خراسان تغيير و تبديل چند كرده بايشان در خراسان الكاء داده روانه نمودند و رايات جلال در ساعت سعد از دار السلطنه قزوين بيرون آمده منزل به منزل بآهستگى طى مسافت نموده بدار السلطنه تبريز رسيدند و امير خان و امراء تابين او در كمال شوكت برتبت تمام باستقبال آمده از مردم تبريز